به درجه ای از ناامیدی رسیدم که اگه نه میرحسین که بابای میرحسین رییس جمهور بشه امیدوار نمیشم. هر اتفاق مثبتی تو مملکت بیفته بدبینم که مسکن باشه نه مداوا. خلاصه ما که بی خیال همه شدیم و امسال سال سوم تنهایی مفرطه کاش همه بیخیال ما میشدن. دیگه از این چراها خسته شدم:

چرا نمیای بندر

چرا ارشد نمی خونی

چرا زن نمی گیری

چرا طرف ما نمیای

چرا چرا چرا

و ما که به رک بودن معروفیم و همه از دستمون شاکی بجز دکتر که این هفته سالگرد ازدواجشون بود. رفتیم و خندیدیم و خواندیم . شعر خواندیم دور آتش در آن هوای سرد. داشتم می گفتم با این همه ارتکاک هنوز "به تو چه رو" به همه نمی تونم بگم. چندبار تمرین کردم ولی بعد در آرمانی ترین حالت تبدیل شد به: فک نکنم به شما ربطی داشته باشه. ولی به تو چه ی چیز دیگه است.

البته دیروز سالروز تشکیل کابینه ی بختیار هم بود . کابینه ای که میگن همه تکنو کرات بودن. شاپور بختیار که گفتند ساواکی گفتند نوکر بی اختیار . بختیار زندانی سیاسی سابق. بعد هم یک سند یا بهتر است بگویم روایتی از نامه نگاری های انقلابیون قبل از انقلاب با کارتر درمورد مبارزه با کمونیسم و فروش نفت خواندم که راست و دروغش بماند برای خودشان. اما بحث من با ملی مذهبی ها و شبه روشنفکرهاست که این دوتا یکجا بهم میرسند و یکجا از هم دور میشوند اما من با آنها مثل دو مقوله ی جدا از هم برخورد میکنم.

چون است حال بستان ای باد نوبهاری

کز بلبلان بر آمد فریاد بیقراری

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت

تو در میان گلها- چون گل میان خاری

اینم واسه زنگ تفریح.

امروز می خوام از اصلاح طلبای خط دهنده اون روشنفکرای در پرده که هیچ ربطی به این عده که میان رو کار و تو ویترینن ندارن حرف بزنم. چرا که حساب اصولگراها معلومه مث مرد هم رو مواضعشون هستن. چ رسایی باشه چ مصباح چ روانبخش. چ مثلا جبهه ی پایداری چ رایحه ی خوش و..... بحث من با اون اصلاح طلبایی هم نیست که طلب 88 رو بخشیدن- محمدرضا خاتمی-  بحثم با امثال ابراهیم نبوی هم نیست. حساب زیبا کلام هم که معلومه....

بحث تازه از زندان درآمده هاست شاید.... و هنوز در زندانها.... بحث دکتر نوری زاد هم نیست. بحث با اوناییه که تا دیروز داد حقوق بشرشون هوا بود حالا تا دستشون یه خورده بند شد و نشد هردو دنیا رو گل و بلبل می بینن و می نمایونن.

ولش کن می خواستم ی شعر بذار با این مطلع:

مثل یک پیرمرد که قاطی است درست

دلبر ناز من دهاتی است درست

البته این شعر که من گفته باشم به عنوان یک چرک نویس از یک جوجه هنرمند. و با توجه به حرف بالام نشون میده هنرمندا چقد دروغگو هستن. البته دروغی که حقیقت رو بیان میکتنه. بعد هم این مطلب تو ذهنتم اومد که نمی دونم چیه؟

چون از پشت پرده های اصلاح طلبا که به صورت کاملا اتفاقی پشت پرده ی اصولگرا هم هستن.- تاکید میکنم به صورت کاملا اتفاقی. - کسی خبر نداره مثلا. خلاصه همه به یجا بندن و این وسط ما یابو و ببئی . ببئی هم اسم مستعار یکی از دوستان بود که نیست.

شادی جان ( ای آنکه در ره تو از جان وسر گذشتم .... از کوچه ی تو دیشب با چشم تر گذشتم) بی خیال این سیاسی ها خودمان برویم سراغ دوست داشتنت که چند هفته است به تعویق افتاده . من اگر به شیوه ی کاملا هیومی به خودم نگاه کنم شادی میشود حاصل فلسفه ی هیومی من با دخل و تصرف از جان لاک. نه از نوع زندگی و مرگ این دوتا که از نوع نگاهشون به وراثتی یا اکتسابی بودن ویژگی ها و خصوصیات هر فرد. آخ که انتظار میکشه منو.... شلوارک یار میکشه منو.

جالب سفر بی مقصد و سفر بی برنامه ایه که فقط معلومه عصر دوشنبه شروع میشه جالب اینکه بین کرمانشاه و مشهد و کیش و کاشان تصمیم شمال شد. ویلای سید. که اونم قطعی نیس. تنها چیز قطعی اینه. رفتن و رفتن. رفتن .... من و دوتا دیگه. که غیر از اون دوتا ، دوتا دیگه هم هستن. کودک درونم که پیر شده و پیرزن درونم که هنوز همون دختر اخمو و در عین حال شیطون و دوس نداشتنی چندم فلان مقطع.

صاف و ساده است و بی ناز است

در فلان جا همیشه ممتاز است

اینم بیت دوم اون شعره بود که قسمت نشد بنویسم . حالا من دیوانه ناامید روانی سادیسمی مازوخیست هرچی شما بگین ولی این گنجشکه چیکار داره خونه ی من که شبا نه خودش میخوابه نه میذاره من بخوابم. و حدسم اینه که روزا که من میرم مدرسه میاد رو تختم تخت میخوابه البته اثرات خوابش بعضی وقتا رو تخت هست. اینم بچه گنجشکه یا بزرگه که همون بزرگه چون الآن فصل جفتگیری گنجشکا نیس. پس حتما کودک درونش پوشک نیس یا جنس پمپرسش خوب نیس. میبینم که هنوز مث یه سیاستمدار شیاد که از مذاکرات ژنو ناراحته ولی میخنده با غمگینی تمام با بی حوصله گی تمام می تونم  بگم و بخندم. مسخره اس نه؟

حیف از ما و بوسه میترسد

عادی است ماهی از کوسه میترسد

داشتیم از اسدالله علم حرف میزدیم که تو رسیدی داشتیم در باغ شعرهای  ناب یک کومونیست همچون هوشنگ ابتهاج سیراب میشدیم که تو آمدی. داشتم زندگی ام را میکردم اگر اسمش را زندگی بگذاری. و پیرزن درونم رو مبل نشسته بود فیلم جم تی وی را نگاه میکرد و ژاکت میبافت که تو بی مقدمه خندیدی و من خندیدم پیرزن درونم خنده مرگ شد. بعد لبخند بارید و خدایی که یکی نبود و یکی نبود هم انگار زیر گنبد کبود می خندید. باران لبخندها از ابتدای نامت که شادی آفرین باشد یا نوش آفرین با این ترانه " تا میگی سلام"  سلام و زهر مار " مرا ببوس برای آخرین بار   تو را خدا نگهدار   که میروم به سوی سرنوشت" چقدر هوای بارانی است. "دلم هوای تو دارد هوای بارانی."

خدابیامرز نجمه زارع هم اینو گفت و رفت ولی چ خوش گفت:

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد

نخواست او به من خسته بی گمان برسد

شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد

خب بریم سراغ اصلاح طلبا و اصولگراها که ارزششو ندارن . بیخیال. به قول منزوی:

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من

که جز ملال نصیبی نمیبرید از من

خلاصه خلایق هر چه ..... بگه خالو ( ما نبنگی)

هایده هم داره میخونه: تو ببین به چی ب کی عشق منو باختی... یعنی خاک بر اون سرت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ دی ۱۳۹۲ساعت 8:31  توسط ehsan | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دروغ هر قدر برای من نان وآب آورتر باشد مرا بیشتر شرمنده میکند نمی توانم بیشتر از این توضیح دهم تمام زندگی من که چه عرض کنم تمام دوستان من که نه تمام یک چیزی از من تحت تاثیر همین معنی است نمی دانم، بیشتر از این نمی توانم نه اینکه نخواهم بضاعت نوشتاری ندارم توضیح دهم بالاخره همین قدر هم خوب است آدم وبلاگی داشته باشد هر چه دلش خواست بنویسد شانه هایش را برای خودش تکان بدهد برای خودش شاد باشد که یک جایی پیدا شد که اینجوری باشد. اینجوری یعنی همینجوری هر روز جدید شویم  خوششان بیاید از بیکاری در بیاید و به قولی مراوده ی فرهنگی داشته باشم با نا آشنایان همه چیز از دستم خارج شده است مثل شناسه های این افعال، انتظار میرود در ادامه زمان افعال را هم اشتباه بکار ببریم بگذریم.

نوشته های پیشین
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM